صدایت چه آشناست دوست من یادگار روزهای با هم بودن صدای شکسته شبهای شهر صدای دوستان از قبل دستان تنهایی من...... اما انگار دیگر نیست صدایی گوش کن هنوز صدای دوستان همهمه ی کافی شاپ های تنها و همهمه باز آتش زدن خطی سفید و چرخاندنش یادم می آید هر شامگان
خوشحالام که وبلاگات را به روز کردهای، حتا با اینکه این دوتا شعر خیلی غمگین هستند. یادم هست که از علاقهات به کافی شاپ میگفتی. از این تکه هم خوشام آمد: «آتش زدن خطی سفید»
برای خاطرهی دوستی كه دیگر نفس نمیكشد!
-
سال ۸۱ بود. ماه ها بود حس خفگی داشتم. ایران برایم تنگ شده بود. با اینحال كارم را دوست داشتم. عاشق تدریس بودم و بالاخره توانسته بودم شرایط كارم را سرو سامانی ...
هرولد نورس
-
** *هرولد نورس* (1916-2009) شاعر نسل بیت، نویسنده و از پیشگامان فعالت در
حقوق همجنس گرایان.
فرزند خانواده ای مهاجر یهودی از بروکلین که نام خانواگی خ...
تلخی بی پایان
-
یادم نمی رود که یک بعد از ظهر داغ و خاکی و چرک، کنار ریل فراموش شده ی قطاری
که جیغ هایش شبیه ترس هایمان بود نشسته بودیم، دل دل می زدیم که قصه ای داریم
...
2 نظرات:
خوشحالام که وبلاگات را به روز کردهای، حتا با اینکه این دوتا شعر خیلی غمگین هستند. یادم هست که از علاقهات به کافی شاپ میگفتی. از این تکه هم خوشام آمد: «آتش زدن خطی سفید»
salam mohsen , kojaee ? khabari azat nist? ......Khosrow
ارسال يک نظر